تبليغاتX
درد مشترک - سرودی برای مرد روشن که به سایه رفت

درد مشترک

قناعت وار
تکیده بود
باریک وبلند
چون پیامی دشوار
در لغتی
با چشمانی
از سئوال و
عسل
و رخساری بر تافته
از حقیقت و
باد.
مردی با گردش ِ آب
مردی مختصر
که خلاصه خود بود.

خرخاکی ها در جنازه ات به سو‏‎‍ء ظن می نگرد.
***
پیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند
تسمه از گرده گاو ِ توفان کشیده بود.
بر پرت افتاده ترین راه ها
پوزار کشیده بود
رهگذری نا منتظر
که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت.
***
جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند.
***
مرغی در بال های یش شکفت
زنی در پستانهایش
باغی در درختش.

ما در عتاب تو می شکوفیم
در شتابت
مادر کتاب تو می شکوفیم
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است.

دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.


                                                           احمد شاملو

+ قلم زده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 2:50 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |


X

در زندگی زخمهای هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .....

مرحمی برای تمام زخمهات اینجا هست دقت کن!!!!!


صفحه نخست
پست الکترونيک


گفت وگوي آنلاين با مدير وبلاگ


نوشته هاي پيشين

هفته دوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387


آرشيو موضوعي

شعر
مطالب و اخبار نو
امروز من
اینارو بخونین با حاله
گالری عکس
خاطرات یک زندگی گندیده
شبه شعر های من


پيوندها

مسافر خسته
لينکستان
خورشید شب
تفریح و سر گرمی
فرنگیس
دل نوشته های یه عاشق
واکسی
دل تنگ


آخرين مطالب ارسالي