این متن رو یکی از دوستان وبلاگ نویسم که خیلی به من لطف داره و من چیز زیادی ازش نمیدونم برام نوشته
برای اینکه هم از این دوستم تشکر کنم و شما هم از این متن قشنگ فیض ببرین گذاشتمش اینجا
ممنونم نازنین که همیشه اولین کسی که به من سر میزنه تو هستی
قاصدک غم دارم غم آوارگي و دربدري...
غم تنهايي و خونين جگري
قاصدک واي بر من
همه از خويش مرا ميرانند...
همه ديوانه و ديوانه ترم ميخوانند
مادر من غمهاست
قاصدک! دريابم روح من عصيان زده و طوفانيست
آسمان نگهم بارانيست
قاصدک غم دارم غم به اندازه ي سنگيني عالم دارم
قاصدک غم دارم غم من صحراهاست افق تيره ي او ناپيداست
قاصدک ديگر از اين پس منم و تنهايي
و به تنهايي خود در هوس عيسايي
و به عيسايي خود منتظر معجزه اي غوغايي
قاصدک زشتم من زشت چون سنگ خارا
قاصدک حال گريزش دارم مي گريزم به جهاني که در آن پستي نيست
پستي و مستي و بد مستي نيست
مي گريزم به جهاني که مرا نا پيداست
شايد آن نيز فقط يک روياست....
+
قلم زده در یکشنبه سوم شهریور 1387 5:52 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله
|