تبليغاتX
درد مشترک - به خدای که تورا نیافرید

درد مشترک

همه چیزم در دیار اجنبی است
 میوه های خونم و هر که از ریشه ی من نوشید
 آتیه و رؤیاهایم ، و حتی سایه ی عشقم
 عاطفه های بی قرار
 بخ ساحلهای روسپیان بلند بالا و نخل های بهاری کوچید
چرا با تو می مانم ای مادر کهن
 که نمی دانم
 چه وامی بر من داری ؟
 سال هایم را هدر دادی
 خونم را هبا کردی که بنوشند اجاره داران
جوانیم را در سوداهایم خیالی به گرو نهادی
 عوض را به من برات دوردستی دادی ، که مبلغش آرمان بود
کنون در پایان راه دستم مثل فکرم سپید است
 چه برایم ماند
 جز غربت ناخواسته و دشنام از نورسیدگانی که ندانم چه حقی بر من دارند ؟
 گاه در پروازهایم رایحه ی نیل را می شنوم
 و گمشده ام را می بینم که در غرفه ی نامحرمان
 به تماشای رود وقت می گذراند
 انگار موقع دعای سفر شد
 راهم را بگشا
 دینی اگر دارم بستان
 اگر می مانم نه برای توست
 اگر می خوانم نه به درگاه تو
 به خدایی است که هرگز تو را نیافرید

                                                     محمد علی سپانلو

+ قلم زده در شنبه دوم شهریور 1387 5:32 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |


X

در زندگی زخمهای هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .....

مرحمی برای تمام زخمهات اینجا هست دقت کن!!!!!


صفحه نخست
پست الکترونيک


گفت وگوي آنلاين با مدير وبلاگ


نوشته هاي پيشين

هفته دوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387


آرشيو موضوعي

شعر
مطالب و اخبار نو
امروز من
اینارو بخونین با حاله
گالری عکس
خاطرات یک زندگی گندیده
شبه شعر های من


پيوندها

مسافر خسته
لينکستان
خورشید شب
تفریح و سر گرمی
فرنگیس
دل نوشته های یه عاشق
واکسی
دل تنگ


آخرين مطالب ارسالي