تبليغاتX
درد مشترک - مادر من میروم

درد مشترک

 

مادرم می‌ترسد
که مبادا من هم
سرخی خاک شوم
یا ز سر پنجه ظلم
گنه دیگر این قوم ناپاک شوم

با من او می‌گوید
که ای تو جان مادر
مرو از خانه برون
همه‌ی شهر پر از گرگان است
و صداقت و شرف
در نهانخانه‌ی تاریک ستم زندان است

مرو از خانه برون
کین جنایت پیشه
قوم نااهل درون سینه
قلبشان سنگین است
و زمین
 بر دریدنهاشان
شاهد رنگین است
 

مرو از خانه برون
مرو از خانه برون
لحظهای چشم بر او میدوزم
با خودم می‌گویم
که مبادا ...
اما...
رو به او می‌گویم
که ای تو جان فرزند
اگر این قوم سراسر نیرنگ
بکشد پای مرا اندر بند
یا به سر نیزه کین
بگسلد جان مرا بند از بند
ننشینم از ره
که ره من ره آزادی و آزادگی است
ره مردانگی است

«من اگر بنشینم
ما اگر بنشینیم
چه کسی برخیزد؟»
چه کسی با ستم و ظلم عیان بستیزد؟
با حضور من و ماست
که طلوع خورشید
بار دیگر به ما رنگ سحر می‌بخشد
و سیاهی رخت از خانه ما می‌بندد

مادر
ای تو جان فرزند
گاه رفتن در را
پشت من با سخن خیر ببند

مادرم
 من رفتم...

+ قلم زده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 4:50 قبل از ظهر توسط سهیل شلیله |


X

در زندگی زخمهای هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .....

مرحمی برای تمام زخمهات اینجا هست دقت کن!!!!!


صفحه نخست
پست الکترونيک


گفت وگوي آنلاين با مدير وبلاگ


نوشته هاي پيشين

هفته دوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387


آرشيو موضوعي

شعر
مطالب و اخبار نو
امروز من
اینارو بخونین با حاله
گالری عکس
خاطرات یک زندگی گندیده
شبه شعر های من


پيوندها

مسافر خسته
لينکستان
خورشید شب
تفریح و سر گرمی
فرنگیس
دل نوشته های یه عاشق
واکسی
دل تنگ


آخرين مطالب ارسالي