|
۱بار قبل از این دفعه آخر که مهسام رفت و بر نگشت باز با هم دعوا کرده بودیم و میخواست منو ترک کنه با هزار بدبختی و آخرش با دست به خودکشی زدن من خانمی برگشت و موفق شدم اون دفعه حرفای پوچی رو که تو گوشش کرده بودن از سرش بیرون بیارم بعد از یه مدتی که پیش هم نبودیم و خانم هنوز راضی نمیشد بر گرده خونه برای خوندن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب + قلم زده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 8:12 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
دوباره یه چیزای یادم اومد عذابم میدن کاش مردن راحت بود به همون راحتی که عزیزامون فراموشمون میکنن و ما هم بعضی هارو از یاد میبریم . + قلم زده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 2:0 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
|
| ||||||