|
سال نو مبارک + قلم زده در یکشنبه دوم فروردین 1388 8:55 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
دوستای خوبم شما هم دعا کنید من عشق مهسارو بازم ببینم گلم تولدت مبارک عشقم دوست دارم بازم کنار هم باشیم و همه اتفاق های که افتاده رو فراموش کنی من همیشه سر حرفم هستم برگرد لطفا اگه اومدی اینجا لطفان همه مطالبو بخون چون تو همش یه اثری از تو هست سهیل + قلم زده در شنبه سیزدهم مهر 1387 7:45 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
مدتی هست که به اینترنیت دست رسی ندارم ولی قول میدم از این به بعد هر روز ۱ پست بیام بالا
سهیل + قلم زده در چهارشنبه دهم مهر 1387 1:1 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
دوستان عزیز چرا وقتی میاین تو فقط به پست اول نظر میدین ؟ الکی نظر ندین حد اقل یکی از مطالب کوتاه و پستهای قبلی رو بخونین لطفا!! + قلم زده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 4:41 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله
به گذشته که نگاه میکنم میبینم همه چیز داشتم زندگی داشتم برا خودم برو بیا داشتم و همه به من احترام میذاشتن دو لا راس سلام میدادن کار درآمد پدر همسر و....... هر چیزی که 1 آدم خوش بخت میتون داشته باشه فکر میکنید خود 1 کاری کردم که همه چیزو از دست دادم ؟ نه به خدا من هیچ اشتباهی نکردم واینو خود خدا هم میدونه نمیدونم بعضی ها میگن امتحان الهی هست ولی من قبول ندارم این حرفارو و به این بلا های آسمونی نه رحمت خدا میگم نه امتحان نه لطف الهی و هر چیزی که به خدا ربط داره اینا لطف یا رحمت که الان من تو حسرت محبت و 1 روز رو با لبخند گذروندنم؟ حتی دلم برا یک دست که با محبت به روی شونم بزارن و تسکینم بدن تنگه و همش به جرم عشق که باید از هر کس و نا کس هزارتا بدوبیراه بشنوم و نتونم جواب بدم بخاطر شرایتم حرف رو کو تاه میکنم و بسنده میکنم به این دو تا جمله : من خدای تازه میخواهم و آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج + قلم زده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 3:33 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
پشت من به نظر های شما گرمه لطفا وقتی میای اینجا حد اقل یکی از مطلب هارو بخون همدردی یادت نره!! + قلم زده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 5:13 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز زندگی من خلاصه شده تو این دوتا شعر خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته بدان میخندم
سگی را خون دل دادم که با من آشنا گردد ندانستم که سگ چون خون خورد خون خوار گردد
+ قلم زده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 1:22 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز هم خبری ازش نشد باید صبر کنم تا کی خدا میدونه!!! + قلم زده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 4:44 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
@@@ @@ @@@@@@@ + قلم زده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 5:12 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
از فکر اون نامرد نمیتونم بیام بیرون هر کاری میکنم هرجا میرم باز یه چیز تازه یادم می افته و داغونم میکنه فقط موندم تو اینجاش که مهسام چطور تونسته فراموش کنه حرفای که میزد "خاطراتمون " عشقمون" و ....... برام دعا کنید دوستان تو بد وضعی هستم + قلم زده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 4:48 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
کاش میشد آدم یه شب که خیلی دلش گرفته خدارو ببینه ! اون وقت حد اقل ۱ نفر هست که دست به دامنش بشی که شاید اگر دلش برات سوخت یه دستی به سرو گوشت بکشه تا دلت آروم بشه ! ولی قربونش برم انوم شرش شلوغه واسه من وقت نداره میترسم اگر پیشش برم یا مثل همه مسخرم کنه یا بگه برو بابا حال نداری چه کشکی !!!..... نمی دانم کیم من ؟ آدمم روحم خدایم یاکه شیطانم توباخود آشنایم کن ! + قلم زده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 10:44 قبل از ظهر توسط سهیل شلیله |
با من درد دل کنید خاطرات و غمهای خودتون رو برای من بفرستین تا با اسم شما بزارم اینجا این راه خوبی برای خالی کردن چیزای که مارو آزار میدن سهیل + قلم زده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 3:3 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
دوباره سلام : دوستان لطفان وقتی به من سر میزنید همدردی یادتون نره اگر خواستین برام از خودتون ۱ نشونی بزارین تا با هم صحبت کنیم و دردامونو قسمت کنیم شاید با این کار کمکی باشیم برای هم
سهیل + قلم زده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 5:7 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز باز از اون نامرد ۱ خبر های شنیدم که دارام می ترکم
چرا من نمی میرم ؟؟؟؟ + قلم زده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 1:4 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
کاش می شد که آدم یه راهی برای مشکلاتش پیدامی کرد
من می دونم دردم چی هست و درمونشم می دونم ولی کسی که باید به من کمک کنه اون نیست به من کمک کنید لطفا تا گمشده خودمو پیدا کنم آدرس منو برای دوستانتون بفرستین شاید اون یکی از دوستان شما باشه + قلم زده در یکشنبه بیستم مرداد 1387 4:5 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
نگاه های مردم همیشه پر از حرفای که تو دلشون هست و نمیگن یا نمیتونن بگن!!!؟؟ من تو این شرایت بدی گه گیر افتادم بعضی موقع ها یه چیزای آزارم میده مثل نگاه های مردمی دورو ورم هستن حق دارن من همیشه همه جا اضافه بودم و باعث درد سر مردم ولی این نگاه هارو میفهمم و به روی مبارک خودم هم نمی یارم آخه چی کار میتونم بکنم نه راهی دارم که بر گردم نه جای که برم نه چیزی به فکرم میرسه چی کار باید بکنم من دیگه تموم شدم یه روزی از این روزا همه چیزو تموم میکنم من باید برم و تنها جای که دارم جهنم پس میرم + قلم زده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 6:19 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
من ۱ گم شده دارم که تنها امیدم برا برگشتنش این وبلاگ پیزوری هست و بس و تنها دلیل برای نوشتن این چرتوپرتها اینه که شاید اون دست نوشته های منو بخونه و یادش بیاد که ما برای هم چی بودیم لطفا اگر میخواین به من کمک کنید آدرس منو برا دوستاتون بفرستین شایداون یکی از دوستای شما باشه !!!!! + قلم زده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 4:8 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز من غمگین تر از دیروز و ویرانی تکه های قلبم بیشتر مرا آزده میکند روزگاری مرا همنفسی بود که تکرار کنان در گوشم می خواند :
من تکه های قلبت را در یکجا کرد می آورم و با قدرت عشق آنرا دوباره سبز میکنم!! چه ساده لو بودم که آخرین تکه قلبم را هم به او دادم + قلم زده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 11:2 قبل از ظهر توسط سهیل شلیله |
دلم داره میترکه چیکار کنم نه جای دارم برم نه کاری واسه انجام دادن نه یه همدم نه کسی که حتی ۱ زنگ بزنه واز روی ریا حالم بپرسه کاش میشد برگردم خونه کاش میشد تو شهرمون بودم حداقل میتونستم برم سر خاک بابا تا با خیال راحت گریه کنم یا شاید میرفتم از جلو خونه مهسام رد می شدم به امید اینکه ....... برام دعا کنید زود تر بمیرم راحت بشم + قلم زده در جمعه هجدهم مرداد 1387 2:6 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز دلم از دست همه پر بود نه جای داشتم برم نه کسی رو پیدا کردم باش حرف بزنم طبق معمول چون کسی روندارم که بخوام پیدا کنم ! داشتم میترکیدم حتی دریغ از1 جای که بتونم راحت گریه کنم اومدم سرم گذاشتم روی میز نفهمیدم کی خوابم برده بود + قلم زده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 5:49 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
دلم براش تنگ شده ولی نمیتونم در موردش با کسی صحبت بکنم " کسی درکم نمی کنه میگن دیونه ای ! برای خواندن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید + قلم زده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 6:5 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
امروز دوباره برای چندمین بار احساس کردم که من زیادی هستم خستم دلم مرگ می خواد من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل بخت بد بین از اجل هم ناز باید کشید + قلم زده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 2:26 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
من هنوز دارم تلاش میکنم که درد مشترک یه سرو سامانی پیدا بکنه از دستم خسته نشید تا چند روز دیگه کامل میکنم لطفا به من کمک کنید منتظر نظرهای شما هستم سهیل + قلم زده در چهارشنبه نهم مرداد 1387 4:37 قبل از ظهر توسط سهیل شلیله |
سلام :
نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم ولی اینو میدونم که برای چی تصمیم گرفتم که این وبلاگ رو راه بندازم دلم گرفته تنهام و فقط دنبال یه راه خوب برای اینکه حرفامو به همه بگم میگردم شاید اینجوری یه کم از حرفای که تو گلوم مونده و داره خفم میکنه بتونم بزنم از همه دوستان که میان اینجا خواهش میکنم به من کمک کنید تا مطالب بهتری بنویسم . سهیل + قلم زده در سه شنبه هشتم مرداد 1387 5:44 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
|
| ||||||