تبليغاتX
درد مشترک

درد مشترک

برف می بارد
 برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
 دره ها دلتنگ
 راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
 رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
 روی تپه روبروی من


ادامه مطلب

+ قلم زده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 1:0 قبل از ظهر توسط سهیل شلیله |


X

در زندگی زخمهای هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .....

مرحمی برای تمام زخمهات اینجا هست دقت کن!!!!!


صفحه نخست
پست الکترونيک


گفت وگوي آنلاين با مدير وبلاگ


نوشته هاي پيشين

هفته دوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387


آرشيو موضوعي

شعر
مطالب و اخبار نو
امروز من
اینارو بخونین با حاله
گالری عکس
خاطرات یک زندگی گندیده
شبه شعر های من


پيوندها

مسافر خسته
لينکستان
خورشید شب
تفریح و سر گرمی
فرنگیس
دل نوشته های یه عاشق
واکسی
دل تنگ


آخرين مطالب ارسالي