|
پشت من به نظر های شما گرمه لطفا وقتی میای اینجا حد اقل یکی از مطلب هارو بخون همدردی یادت نره!! + قلم زده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 5:13 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
پدر پدر با تو هستم ! من تکیه گاهی میخواهم این انصاف نیست تو در بستر خاموش خود آرام در خواب فرو رفتی ومن !..... در اینجا داغ به روی بدنم می گذارند ! وبودنم را گناه! بیا پاسخی باش برای تنهای فرزند دلبندت تورا می خواند درد دارد پدر!! پدر درد دارد!!؟ مادر ای نشان بهشتی من بوی دامنت وقتی اشکهایم را پاک میکردی هنوز به مشامم میآید آغوشت کو کجاست؟ برای من کوچک شده؟ من بزرگ نشده ام هنوز زانو هایت را میجویم تا سر به روی آنها بگذارم پیشانیم را ببوس قلبم را شکسته اند کمی آغوشت را میخواهم! غرورم را شکسته اند پشتم خمیده مادر ! مادر: پشتم خمیده!! خواهرانم بازی های کودکانه تمام نشده مرا به بازی گرفتند !! ای همبازی های من عروسک کوکی من که باآرزوهایم دست میزد میخندید شکستند خنده هایم؟!!! خواهر دلم را شکستند خواهر: دلم را شکستند!!! برادر من آن آیینه پر غرور توام اشکهایم رادیدی؟ شکستن را شنیدی؟ بی صدا بود !! برادر بی صدا بود برادر :بی صدا بود خدایم ای یگانه منجی من مرا دور از همه دنیا دراینجا جا گذاشتی خدا تنهایم خدا: تنهایم سهیل + قلم زده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 4:0 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
این متن رو یکی از دوستان وبلاگ نویسم که خیلی به من لطف داره و من چیز زیادی ازش نمیدونم برام نوشته برای اینکه هم از این دوستم تشکر کنم و شما هم از این متن قشنگ فیض ببرین گذاشتمش اینجا ممنونم نازنین که همیشه اولین کسی که به من سر میزنه تو هستی قاصدک غم دارم غم آوارگي و دربدري... + قلم زده در یکشنبه سوم شهریور 1387 5:52 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
آرام آرام در خود میگریم تکه های غرورم را درون باغچه تنهای می کارم آیا سبز خواهد شد جوانه خواهد داد ؟ کاش به این سادگی بود قلبی که شکسته را میتوانستم برویانم میتوانستم باز سبز شدنش را ببینم و شاخه های پر غرور ان را در آسمان بی کران عشقی تازه ! سهیل
+ قلم زده در یکشنبه سوم شهریور 1387 4:57 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
همه چیزم در دیار اجنبی است محمد علی سپانلو + قلم زده در شنبه دوم شهریور 1387 5:32 بعد از ظهر توسط سهیل شلیله |
|
| ||||||